<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت زنجیره ارزش راهبردی</title>
    <link>https://svcm.semnan.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت زنجیره ارزش راهبردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>چارچوبی برای تلفیق ارزیابی چرخه حیات در مدیریت زنجیره ارزش ساختمان: یک تحلیل زیست‌محیطی و اقتصادی</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10325.html</link>
      <description>مصرف گسترده‌ مواد خام در صنعت ساختمان منجر به استفاده‌ بی‌رویه از منابع طبیعی و افزایش مصرف انرژی در مراحل مختلف ساخت‌وساز شده است. انتخاب مصالح با انرژی بالا، نه تنها در مرحله‌ تولید، بلکه در طول عمر بهره‌برداری ساختمان نیز موجب افزایش تقاضای انرژی می‌شود. هدف این پژوهش، تحلیل اثرات زیست‌محیطی مصالح رایج ساختمانی و تعیین جایگاه آن‌ها در زنجیره ارزش با رویکرد توسعه‌ پایدار است. در این مطالعه از روش ارزیابی چرخه حیات (LCA) با بهره‌گیری از پایگاه داده‌ Ecoinvent v2.0 استفاده شد. ارزیابی شامل مراحل تولید، حمل‌ونقل، ساخت و دفع نهایی برای مصالح متداول از جمله آجر، سرامیک، سیمان، چوب، فولاد، آلومینیوم، عایق‌ها و شیشه بود. شاخص‌های بررسی‌شده شامل انرژی اولیه، انتشار CO₂، مصرف آب، ضایعات و حمل‌ونقل در چارچوب زنجیره ارزش تعریف شدند. نتایج نشان داد که مصالح طبیعی مانند چوب و الیاف سلولزی کمترین تأثیرات زیست‌محیطی و محصولات صنعتی مانند کاشی، آلومینیوم و فولاد بیشترین تأثیرات را دارند. استفاده از مصالح بازیافتی، سوخت‌های سبز و فناوری‌های نوین تولید می‌تواند انتشار CO₂ و مصرف انرژی را به‌طور محسوسی کاهش دهد. ارزیابی چرخه حیات ابزاری مؤثر برای تصمیم‌گیری آگاهانه در زنجیره ارزش مصالح ساختمانی است. توسعه‌ فناوری‌های پاک، ایجاد پایگاه داده‌ ملی مصالح، و ترویج استفاده از برچسب‌های زیست‌محیطی می‌تواند رقابت مثبت میان تولیدکنندگان و حرکت به‌ سوی ساخت‌وساز پایدار را تقویت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی برای توسعه مدل‌های کسب و کار در اکوسیستم حمل و نقل برقی شهری</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10381.html</link>
      <description>در بسیاری از کشورها از جمله ایران، بازار خودروهای برقی علی‌رغم یارانه‌های کلان و پیشرفت‌های تکنولوژیکی، رشد چشمگیری نداشته است. دلیل اصلی این کندی، نبود مدل‌های کسب‌وکار سودآور و مقیاس‌پذیر است که بتواند محدودیت‌های برد کوتاه، زمان شارژ طولانی و هزینه اولیه بالا را به مزیت رقابتی تبدیل کند. مدل‌های سنتی مبتنی بر فروش خودرو برای اکوسیستم برقی ناکارآمد بوده و با چالش کلاسیک &amp;amp;laquo;مرغ و تخم‌مرغ&amp;amp;raquo; زیرساخت شارژ و تعداد خودرو مواجه هستند.هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوبی بومی برای توسعه مدل‌های کسب‌وکار موفق در حمل‌ونقل برقی شهری ایران است. این تحقیق توسعه‌ای-کیفی با روش‌شناسی تئوری زمینه‌ای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان صنعت خودروهای برقی، مدیران کسب‌وکار، سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران بود. نمونه‌گیری به شیوه گلوله‌برفی تا رسیدن به اشباع نظری (۱۸ نفر) ادامه یافت و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند.یافته‌ها نشان داد که از ۱۱۳ کد باز، ۱۹ مقوله محوری استخراج و نهایتاً در مدل پارادایمی شش‌بعدی (عوامل علی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، استراتژی‌ها، پیامدها و پدیده مرکزی) سازماندهی شدند. نتایج تأکید می‌کند که موفقیت مدل‌های جدید وابسته به گذار از یارانه‌محوری به خدمات‌محوری، بازطراحی پیشنهاد ارزش، تشکیل ائتلاف‌های چندجانبه و ارائه راه‌حل جامع جابه‌جایی الکتریکی (خودرو + شارژ هوشمند + اشتراک باتری + خدمات اشتراکی) است. چارچوب ارائه‌شده به‌عنوان نقشه راه عملیاتی برای سیاست‌گذاران، خودروسازان و سرمایه‌گذاران ایرانی در مسیر تحقق حمل‌ونقل پاک شهری قابل استفاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی مسائل شرکت‌های دانش‌بنیان: رهیافت تحلیل سلسله مراتبی فازی (مورد مطالعه شرکتهای دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه سمنان)</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10260.html</link>
      <description>هدف این مطالعه شناسایی مسائل شرکت‌های دانش‌بنیان با بهره‌گیری از تحلیل سلسله مراتبی فازی برای شرکت‌های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه سمنان طی دوره آذر 1402 تا تیر 1403 است. الگوی این پژوهش، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان، طراحی شد و 121 پرسشنامه جمع‌آوری و پس از بررسی پایایی سوالات، تحلیل عاملی تاییدی انجام شد. از پرسشنامه دوم برای مقایسات زوجی ابعاد، مولفه‌ها و مسائل این شرکت‌ها و جمع‌آوری نظر خبرگان استفاده شد. نتایج نشان داد مسائل ابعاد محیطی و مالی مهم‌تر از مسائل ابعاد سازمانی بر شرکت‌های دانش‌بنیان اثر دارند. با اهمیت‌ترین مولفه‌ها به‌ترتیب بازاریابی، فروش و تبلیغات، مقررات و نظام‌های کنترلی، فناوری‌ها و بسترهای مبادلات، تحریم‌ها، و دانش و مهارت‌های مالی است. با اهمیت‌ترین مسائل به‌ترتیب عدم‌آشنایی فناوران با قوانین و مقررات مرتبط با شرکت‌های دانش‌بنیان، عدم‌ثبات اقتصادی و به‌تبع آن، عدم‌امکان پیش‌بینی و برنامه‌ریزی برای آینده، نبود بسترهای تبادل الکترونیکی در حوزه مالی و عدم‌آشنایی با فرآیندهای بازاریابی محصولاتِ شرکت‌های دانش‌بنیان است. بنابراین، جهت تسهیل فعالیت‌های این شرکت‌ها، باید به مسائل محیطی، مالی و سازمانی توجه کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل الزامات هوشمندسازی زنجیره‌تأمین در شرکت‌های کوچک‌ومتوسط ایران</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10368.html</link>
      <description>سابقه و هدف: ابزارهای دیجیتال به شرکت‌ها کمک می‌کنند تا با سرعت بیشتری فرآیندهای خود را تنظیم و مسیرهای جدید تأمین را شناسایی کنند و به تقاضاهای متغیر پاسخ دهند. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه‌بندی الزامات هوشمندسازی زنجیره تأمین در صنایع ایران بر اساس شدت اثرگذاری است.روش: پژوهش ازنظر جهت‌گیری، کاربردی و ازنظر روش‌شناسی، کمی است که با استفاده‌از راهبرد توصیفی-همبستگی انجام شده‌است. جامعه آماری مدیران و کارشناسان شرکت‌های کوچک‌ومتوسط ایران هستند که 90 نفر به‌روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی، انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از ابزار پرسش‌نامه استفاده‌شد که پایایی آن براساس معیار‌های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن مطابق شاخص‌های AVEو بارعاملی متقابل تأیید شد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) و برای انجام محاسبات از نرم‌افزار Smart PLS 3.0 استفاده‌شد. یافته‌ها: یافته‌ها منجربه شناسایی 6 دسته الزامات شامل زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، فرهنگ‌سازی مناسب، حمایت مدیریت ارشد و رهبری تحول، مدیریت تغییر و تطبیق با شرایط جدید، نیروی انسانی متخصص و داده‌های دقیق و به‌موقع، گردید. متغیر &amp;amp;laquo;زیرساخت‌های فناوری اطلاعات&amp;amp;raquo; با ضریب 621/0 بیشترین تأثیرگذاری و متغیر &amp;amp;laquo;داده‌های دقیق و به‌موقع&amp;amp;raquo; با ضریب 389/0 کمترین تأثیرگذاری را بر هوشمندسازی زنجیره تأمین دارند. نتیجه‌گیری: برای هوشمندسازی لازم است سخت‌افزارها به‌گونه‌ای طراحی شوند که بتوانند حجم بالای داده‌ها را پردازش کنند و امنیت اطلاعات را تأمین کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی چارچوبی برای ارزیابی و رتبه‌بندی معیارهای پایداری زنجیره تامین بشردوستانه با رویکرد بهترین - بدترین</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10460.html</link>
      <description>سابقه و هدف: پایداری در زنجیره تامین بشردوستانه به عنوان یکی از چالش‌های مهم سازمان‌های امدادرسان مطرح است، زیرا تصمیم‌گیری‌ها در این بخش باید همزمان معیارهای اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را همراه با محدودیت منابع، عدم‌قطعیت و نیازهای فوری آسیب‌دیدگان در نظر بگیرد. هدف این پژوهش، شناسایی و رتبه‌بندی معیارهای پایداری در زنجیره تامین بشردوستانه با بهره‌گیری از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره بهترین - بدترین است.روش: در ابتدا مجموعه‌ای از معیارهای اولیه پایداری با مرور نظام‌مند ادبیات شناسایی شد. سپس روایی محتوایی این معیارها با نظرخواهی از خبرگان حوزه مدیریت امداد و لجستیک بشردوستانه و از طریق شاخص CVR بررسی و معیارهای معتبر نهایی تعیین شد. در گام بعد، خبرگان مقایسه‌های زوجی لازم را برای سه بعد اصلی پایداری و معیارهای زیرمجموعه هر بعد انجام دادند. وزن‌های محلی و نهایی معیارها با استفاده از مدل برنامه‌ریزی خطی بهترین - بدترین محاسبه شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد بعد اجتماعی با وزن 40 درصد بیشترین اهمیت را در ارزیابی پایداری زنجیره تامین بشردوستانه دارد. در میان معیارهای فردی، مشارکت و همکاری ذی‌نفعان، پایداری مالی، توانمندسازی جوامع محلی، اقتصاد چرخشی و تاب‌آوری زنجیره تامین بالاترین اولویت را کسب کردند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر نقش کلیدی عوامل اجتماعی و ظرفیت‌سازی جامعه‌محور در ارتقای کارایی و اثربخشی فعالیت‌های امدادرسانی است. نتایج پژوهش می‌تواند راهنمایی برای تصمیم‌گیرندگان سازمان‌های بشردوستانه در تخصیص منابع، طراحی عملیات و تدوین سیاست‌های پایداری در شرایط بحران باشد. همچنین ارائه پیشنهادهایی برای تقویت معیارهای مهم، از دستاوردهای مدیریتی این پژوهش به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل و اعتبارسنجی حکمرانی مردم‌پایه برای ارتقای زنجیره ارزش گیاهان دارویی مطالعه موردی: شهرستان دلفان</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10362.html</link>
      <description>سابقه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی یک مدل حکمرانی جامعه‌محور برای ارتقای زنجیره ارزش گیاهان دارویی در شهرستان دلفان انجام شد.روش: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) اجرا گردید. در مرحله کیفی، با 30 نفر از خبرگان و ذی‌نفعان کلیدی مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA و روش کدگذاری تحلیل محتوا شد. در مرحله کمی، 400 بهره‌بردار محلی با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب و داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شد. تحلیل داده‌های کمی با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار SmartPLS و فرآیند تحلیل سلسله‌مراتلی (AHP) انجام گرفت. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی سه مؤلفه کلیدی شد: مشارکت سازمان‌یافته محلی، حمایت هدفمند دولت و به‌کارگیری فناوری بومی. یافته‌های کمی نشان داد که مشارکت محلی بیشترین تأثیر مستقیم را بر پایداری زنجیره ارزش دارد (&amp;amp;beta; = 0.76, p &amp;amp;lt; 0.001). حمایت دولتی هدفمند (&amp;amp;beta; = 0.68, p &amp;amp;lt; 0.01) و فناوری بومی (&amp;amp;beta; = 0.72, p &amp;amp;lt; 0.001) نیز تأثیرات معناداری بر تقویت زنجیره ارزش نشان دادند. بر اساس تحلیل AHP، برندسازی منطقه‌ای (وزن 28/0) و توانمندسازی تعاونی‌ها (وزن 23/0) به عنوان اولویت‌دارترین راهبردها شناسایی شدند. در نهایت، مدل نهایی پژوهش در سه سطح نهادی، تولیدی و بازار طراحی و ارائه گردید.نتیجه‌گیری: مدل ارائه‌شده به‌عنوان یک الگوی بومی و زمینه‌مند، ضمن تلفیق دانش بومی با حمایت‌های نهادی، چارچوبی شبکه‌ای و مشارکتی برای حکمرانی زنجیره ارزش گیاهان دارویی ارائه می‌دهد که قابلیت انطباق و تعمیم در سایر مناطق مشابه ایران را دارا می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل ساختاری مدیریت زنجیره تأمین ایران‌خودرو مبتنی بر قابلیتهای هوش مصنوعی با تأکید بر تاب‌آوری و کاهش اثر شلاقی</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10461.html</link>
      <description>رشد سریع کسب‌وکارها موجب افزایش پیچیدگی و آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین شده و ضرورت تقویت راهبردهای تاب‌آوری و کاهش اثر شلاقی را بیش از پیش برجسته می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل ساختاری برای مدیریت زنجیره تأمین شرکت ایران‌خودرو و تبیین نقش هوش مصنوعی در افزایش تاب‌آوری و کاهش اثر شلاقی انجام شده است که از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای و توصیفی است. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی در شرکت ایران‌خودرو است. در بخش کیفی، با روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی، ۱۵ نفر از خبرگان انتخاب شده و داده‌ها از طریق مصاحبه عمیق و پرسش‌نامه جمع‌آوری شد و با روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار مکس‌کیو‌دا انجام گرفت. برای سطح‌بندی و تحلیل روابط میان ابعاد شناسایی‌شده نیز از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری همراه با نرم‌افزار متلب و تحلیل میک‌مک استفاده شد. یافته‌ها نشان داد شش بعد اصلی در مدیریت زنجیره تأمین ایران‌خودرو نقش تعیین‌کننده دارند. در بالاترین سطح، سه عامل توسعه و تاب‌آوری تأمین‌کنندگان، یکپارچگی و هماهنگی زنجیره تأمین، و مدیریت منابع و تقاضا قرار گرفتند که بیشترین قدرت محرک را دارند. در سطح میانی، مؤلفه استفاده از هوش مصنوعی قرار دارد که به‌عنوان حلقه اتصال میان محرک‌های مدیریتی و پیامدهای نهایی عمل می‌کند. در سطح اول نیز تاب‌آوری زنجیره تأمین و کاهش اثر شلاقی جای گرفته‌اند که بیشترین وابستگی را داشته و پیامدهای نهایی مدل به شمار می‌آیند. این ساختار بیانگر آن است که دستیابی به تاب‌آوری و کنترل اثر شلاقی، وابسته به تقویت عوامل مدیریتی و بهره‌گیری هدفمند از قابلیت‌های هوش مصنوعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر بهینه‌سازی سیستم‌های مدیریت زنجیره تأمین پایدار مبتنی بر فناوری (مورد مطالعه: صنایع فولادی ایران)</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10476.html</link>
      <description>سابقه و هدف: امروزه فناوری‌های نوین و ابزارهای دیجیتال با تکیه بر الگوریتم‌های هوشمند، امکان بهینه‌سازی سیستم‌های مدیریت زنجیره تأمین پایدار را فراهم می‌کنند. این رویکرد با پیش‌بینی ریسک‌ها، بهبود تصمیم‌گیری و اجرای نگهداری پیشگیرانه، کارایی را افزایش داده و اختلالات و مخاطرات تولید و توزیع را کاهش می‌دهد. لذا، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر بهینه‌سازی سیستم‌های مدیریت زنجیره تأمین پایدار مبتنی بر فناوری بود.روش: پژوهش حاضر از نظر روش انجام، بر پایه تحلیل ماتریس اثرات متقابل ساختاری با رویکرد آینده‌‌نگاری و از نظر هدف از نوع کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش از 25 نفر از مدیران عالی زنجیره‌ تأمین صنایع فولادی ایران تشکیل شده است. داده‌های این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه امتیازدهی ماتریس اثرات متقابل ساختاری جمع‌آوری شده و با نرم‌افزار آماری میک‌مک تجزیه و تحلیل شده‌اند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که عوامل آموزش و توسعه مهارت‌های تصمیم‌گیری فناورمحور منابع انسانی زنجیره تأمین، توسعه سیستم‌های هوشمند مدیریت زنجیره تأمین با بکارگیری الگوریتم‌های پیش‌بینی‌پذیر و به‌کارگیری تحلیل‌های هوش مصنوعی در سیستم‌های تصمیم‌گیری زنجیره تأمین به عنوان تأثیرگذارین عوامل مؤثر بر بهینه‌سازی سیستم‌های مدیریت زنجیره تأمین پایدار مبتنی بر فناوری هستند. نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که می‌تواند فرصت‌ها و چالش‌های صنایع فولادی ایران را شناسایی کرده و با ارائه راهبردهای مناسب، کارایی و تاب‌آوری زنجیره تأمین را بهبود دهد. به‌کارگیری آینده‌پژوهی راهبردی نیز پیش‌بینی تغییرات محیطی و فناوری‌های نوظهور را ممکن کرده و تطبیق صنایع فولادی با تحولات جهانی و دستیابی به توسعه پایدار را تسهیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامع سیستم مدیریت زنجیره تأمین پایدار صنایع با دلفی فازی، آنتروپی و کوپراس</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10526.html</link>
      <description>امروزه پایداری هر سیستمی در هر صنعتی، تبدیل به یکی از راهبردهای کلیدی شده است. آرمان نهایی پایداری، بهبود مسائل محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی و سایر بهبودهای فرآیندی است. تولید سرب و روی همواره با آلاینده‌های محیط‌زیستی بسیاری همراه است و کاهش مسائل آلودگی این صنعت اجتناب‌نا‌پذیر است. لذا برنامه‌ریزی برای بهبود پایداری در سیستم زنجیره تأمین این صنعت از ضروریات است. تحقیق حاضر با درک ضرورت این اقدامات به تحلیل جامع مدیریت زنجیره تأمین پایدار صنعت سرب و روی به عنوان یکی از صنایع ملی و تأثیرگذار در بهبود روند اقتصادی کشور پرداخته است. روش تحقیق از لحاظ "هدف، منبع گردآوری داده‌ها، مکان و زمان جمع‌آوری داده‌ها و توع داده" از نوع "کاربردی، اولیه، میدانی- مقطعی و آمیخته" است. جامعه آماری شامل خبرگان صنعت هستند که با روش نمونه‌گیری هدفمند از عقاید 60 خبره در بخش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت زنجیره تأمین پایدار و به تعداد 30 متخصص در بخش ارزیابی عوامل و رتبه‌بندی تأمین‌کنندگان پایدار صنعت استفاده شده است. روش‌های مورداستفاده برای شناسایی، ارزیابی عوامل و تأمین‌کنندگان به ترتیب دلفی فازی، آنتروپی شانون و کوپراس است. تحلیل دلفی نشان داد که هفت عامل کلیدی از اثربخشی بالایی در صنعت برخوردارند. خروجی آنتروپی نشان داد که شاخص "اجتماعی" در اولویت اول؛ و شاخص‌های "نظارتی و قانونی"، "اقتصادی" و "محیط‌زیستی" در اولویت‌های دوم تا چهارم قرار دارند. همچنین نتیجه کوپراس نشان داد که تأمین‌کنندگان پنجم، ششم و دوم به ترتیب در رتبه‌های اول تا سوم جای می‌گیرند. در انتها، پیشنهادهای کاربردی و تحقیقاتی به صنعت و محققان ارائه شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه مدل هوشمندسازی زنجیره ارزش با رویکرد شبکه عصبی مصنوعی</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10529.html</link>
      <description>سابقه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص‌ها و مؤلفه‌های مؤثر در هوشمندسازی زنجیره ارزش و پیش‌بینی سطح هوشمندسازی در شرکت‌های مستقر در شهرک صنعتی کاسپین انجام شد.روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، کمّی است. دلیل استفاده از رویکرد آن است که در بخش کمی، با استفاده از مدل‌سازی ریاضی و شبکه‌های عصبی مصنوعی، هوشمندسازی و پیش‌بینی عملکرد زنجیره ارزش انجام می‌گیرد. همچنین پژوهش از نظر روش اجرا، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و توسعه‌ای محسوب می‌شود، زیرا علاوه بر تحلیل وضعیت موجود، منجر به طراحی یک الگوریتم هوشمند می‌گردد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی نشان داد که مدل قادر است سطح هوشمندسازی زنجیره ارزش را با دقت بالا پیش‌بینی کند. نتایج ارزیابی عملکرد مدل با شاخص‌های MSE، RMSE و ضریب تعیین (R&amp;amp;sup2;) نشان داد که شبکه عصبی توانسته روابط غیرخطی و پیچیده میان شاخص‌های ورودی و خروجی را به خوبی مدل‌سازی کند. علاوه بر این، تحلیل حساسیت متغیرهای ورودی مشخص نمود که زیرساخت دیجیتال و تصمیم‌گیری داده‌محور بیشترین تأثیر را بر سطح هوشمندسازی دارند.نتیجه‌گیری: استفاده از شبکه عصبی مصنوعی امکان پیش‌بینی دقیق سطح هوشمندسازی، شناسایی عوامل مؤثر و اولویت‌بندی اقدامات مدیریتی را فراهم می‌کند. این روش علاوه بر دقت پیش‌بینی، قابلیت تعمیم‌پذیری بالایی دارد و می‌تواند به عنوان ابزاری عملی برای برنامه‌ریزی و بهبود هوشمندسازی زنجیره ارزش در شرکت‌های صنعتی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل TRUST: چارچوبی برای مدیریت ناترازی منابع در زنجیره ارزش صنایع کوچک با رویکرد اقتصاد اشتراکی</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10558.html</link>
      <description>سابقه: صنایع کوچک و متوسط با وجود نقش کلیدی در رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی و نوآوری، همچنان با چالش‌هایی مانند ناترازی منابع، ظرفیت‌های بلااستفاده و محدودیت‌های ساختاری مواجه‌اند. اقتصاد اشتراکی به‌عنوان رویکردی نوین می‌تواند با تسهیل اشتراک‌گذاری ظرفیت‌ها و دارایی‌ها، بهره‌وری، تاب‌آوری و رقابت‌پذیری شبکه‌های تولید را افزایش داده و مسیر گذار به زنجیره‌های تأمین پایدارتر را فراهم کند.هدف: این پژوهش با هدف طراحی چارچوبی بومی برای مدیریت ناترازی منابع در زنجیره تأمین صنایع کوچک ایران، مبتنی بر اصول و ظرفیت‌های اقتصاد اشتراکی انجام شد.روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، داده‌های حاصل از ۱۳ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران و کارشناسان صنعتی گردآوری و با روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که پذیرش اقتصاد اشتراکی در صنایع کوچک ایران مستلزم سه پیش‌شرط اساسی است: تقویت زیرساخت‌های دیجیتال، تدوین چارچوب‌های حقوقی و بیمه‌ای شفاف و ارتقای اعتماد و فرهنگ همکاری. بر اساس این یافته‌ها، مدل مفهومی TRUST شامل پنج رکن فناوری، مقررات، بهره‌برداری، راهبرد و شفافیت طراحی شد. این مدل با قرار دادن &amp;amp;laquo;اعتماد&amp;amp;raquo; در مرکز نشان می‌دهد که سایر مؤلفه‌ها تنها زمانی از قابلیت بالقوه به کارکرد اثربخش تبدیل می‌شوند که بستر اعتماد میان بنگاه‌ها تقویت شده باشد.نتیجه‌گیری: این مدل علاوه بر ارائه یک نوآوری نظری در ادبیات اقتصاد اشتراکی و مدیریت زنجیره تأمین، به‌عنوان نقشه راهی عملی برای سیاست‌گذاران و مدیران صنعتی قابل استفاده است و می‌تواند گذار صنایع کوچک ایران به سمت همکاری سازنده، بهره‌وری پایدار و مدیریت مؤثر ناترازی منابع را تسهیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی موانع تولید پایدار در زنجیره ارزش صنایع لبنی با رویکرد ترکیبی FDM-AHP-TOPSIS: ارائه چارچوب تصمیم‌گیری راهبردی</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10598.html</link>
      <description>هدف:پایداری تولید در صنایع لبنی مستلزم مدیریت نظام‌مند موانع موجود در سراسر زنجیره ارزش است. پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی راهبردی برای شناسایی و اولویت‌بندی موانع تولید پایدار در زنجیره ارزش صنایع لبنی انجام شده است.روش‌شناسی:این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. ابتدا با بهره‌گیری از روش دلفی فازی (FDM) موانع کلیدی شناسایی و غربال شدند. سپس با استفاده از تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) وزن معیارها تعیین و در نهایت با روش TOPSIS رتبه‌بندی نهایی موانع انجام گرفت. جامعه آماری شامل خبرگان صنعت لبنی و متخصصان حوزه مدیریت تولید و زنجیره تأمین بوده است.یافته‌ها:نتایج نشان داد موانع ساختاری، مدیریتی و محیطی دارای بیشترین تأثیر در اختلال پایداری زنجیره ارزش هستند. در میان آن‌ها، عوامل مرتبط با ناکارآمدی هماهنگی بین حلقه‌های زنجیره، محدودیت‌های زیرساختی و چالش‌های سیاست‌گذاری بیشترین اولویت را کسب کردند.نتیجه‌گیری:یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که رویکردهای مقطعی قادر به رفع موانع پایداری نیستند و اتخاذ نگرش سیستمی و راهبردی در سطح کل زنجیره ارزش ضروری است. چارچوب پیشنهادی می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌گیری مدیران صنعت لبنی و سیاست‌گذاران در جهت ارتقای پایداری و رقابت‌پذیری فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی عوامل موثر بر بلوغ هوشمند زنجیره تأمین دفاعی</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10774.html</link>
      <description>سابقه و هدف: گذار جهانی به صنعت 4.0، زنجیره تأمین دفاعی را با چالش‌های تحریم، الزامات امنیتی بالا، ضرورت نگهداری موجودی استراتژیک و نیاز مبرم به تاب‌آوری مواجه ساخته است. مدل‌های بلوغ تجاریِ ناب و سودمحور برای این شرایط پرریسک مناسب نیستند. این پژوهش چارچوبی بومی و چندبُعدی برای ارزیابی بلوغ هوشمند در بخش دفاعی ارائه می‌دهد.روش: پژوهش با رویکرد آمیخته ساختاریافته انجام شد. در بخش کیفی، با فراترکیب هفت‌مرحله‌ای سندلوفسکی و باروسو، از ۱۱۰ مقاله اولیه، ۲۵ مقاله با کیفیت بالا (نمره MMAT بالای ۶۰٪) انتخاب و ۳۲ شاخص در قالب ۱۶ مؤلفه و پنج بُعد کدگذاری گردید (پایایی کاپای ۰٫۸۷۴). در بخش کمّی، مدل با مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) در نرم‌افزار SmartPLS4 و داده‌های پیمایشی از ۱۵۰ خبره ارشد لجستیک نظامی و تحول دیجیتال اعتبارسنجی شد.یافته‌ها: مدل نهایی دارای پنج بُعد &amp;amp;laquo;قابلیت‌های عملیاتی هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کارایی و بهره‌وری هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یکپارچگی و همکاری هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امنیت و تاب‌آوری هوشمند&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;زیرساخت‌های سازمانی هوشمند&amp;amp;raquo; است. پایایی ترکیبی (CR&amp;amp;gt;۰٫۸۸) و روایی همگرا (AVE&amp;amp;gt;۰٫۶۰) در تمامی ابعاد تأیید شد. &amp;amp;laquo;زیرساخت‌های سازمانی هوشمند&amp;amp;raquo; مؤثرترین محرک تحول با ضریب مسیر ۰٫۵۲ (p&amp;amp;lt;۰٫۰۰۱) بود. مدل ۵۷٪ از تغییرات کارایی و بهره‌وری را تبیین کرد.نتیجه‌گیری: بلوغ هوشمند دفاعی باید بر اساس &amp;amp;laquo;به‌حداکثررساندن آمادگی عملیاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تاب‌آوری فعال&amp;amp;raquo; سنجیده شود، نه معیارهای تجاری مانند تحویل به‌موقع. سیاست‌گذاران پیش از سرمایه‌گذاری فناورانه، اولویت را به توسعه سرمایه انسانی و پدافند سایبری بدهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین و اولویت‌بندی استراتژی‌های توسعه صنعت نسل چهارم به منظور ارتقاء زنجیره ارزش بنگاه‌ها</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10775.html</link>
      <description>سابقه و هدف: توسعه صنعت نسل چهارم به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویکردهای تحول صنعتی، نقش مهمی در بهبود زنجیره ارزش، افزایش بهره‌وری و ارتقای رقابت‌پذیری بنگاه‌های اقتصادی ایفا می‌کند. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف تدوین و اولویت‌بندی استراتژی‌های توسعه صنعت نسل چهارم ، به‌منظور تقویت زنجیره ارزش بنگاه‌های اقتصادی در سطح اقتصاد خرد، انجام شده است.روش: در این پژوهش، ابتدا با استفاده از تحلیل SWOT، ده نقطه قوت، ده نقطه ضعف، ده فرصت و ده تهدید شناسایی شد و بر مبنای آن‌ها چهل استراتژی توسعه‌ای نسل چهارم ، به‌منظور تقویت زنجیره ارزش بنگاه‌های اقتصادی تدوین گردید.. سپس، نه معیار جهت استراتژیها تعیین شد. اهمیت نسبی معیارها با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی محاسبه و در ادامه، استراتژی‌ها با بهره‌گیری از روش کوکوسوی فازی رتبه‌بندی شدند. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که معیارهای اثربخشی، ایجاد مزیت رقابتی و جذابیت نرخ بازگشت سرمایه، بیشترین اهمیت را در ارزیابی استراتژی‌ها دارند. همچنین، استراتژی‌های توسعه آموزش هوش مصنوعی، توسعه پلتفرم‌های داخلی اینترنت اشیا و تقویت امنیت سایبری، به‌عنوان مهم‌ترین و اولویت‌دارترین استراتژی‌های توسعه صنعت نسل چهارم در ایران شناسایی شدند.نتیجه‌گیری: مقایسه روش کوکوسوی فازی با سایر روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره نشان‌دهنده همخوانی و اعتبار بالای نتایج این روش است. در مجموع، نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی کاربردی برای سیاست‌گذاران و مدیران صنعتی در تدوین برنامه‌های توسعه صنعت نسل چهارم و تخصیص بهینه منابع در راستای تقویت زنجیره ارزش شرکت‌های داخلی فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اکوسیستم‌های نوآوری شهری و پیوند آن با فناوری‌های شهری: یک تحلیل کتاب‌سنجی</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10801.html</link>
      <description>سابقه و هدف: با توجه به اهمیت این حوزه پژوهش حاضر با هدف تحلیل مطالعات پیشین در موضوع رابطه میان اکوسیستم‌های نوآوری شهری و فناوری‌های شهری صورت گرفته است.روش: مطالعه حاضر یک تحلیل کتاب‌سنجی است که با هدف ترسیم نقشه‌های دانشی در موضوع اکوسیستم نوآوری شهری و پیوند آن با فناوری‌های شهری صورت گرفته است. به همین منظور روند انتشار مقالات از سال 2010 تا 2025 بررسی شد. داده‌های پژوهش از پایگاه استنادی اسکوپوس و پس از اعمال فیلترهایی استخراج و در نرم‌افزار Vosviewer از جنبه‌های مختلفی مانند‌ هم‌رخدادی، هم‌تالیفی‌ و میزان ارجاعات تحلیل شد.یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل هم‌رخدادی واژگان کلیدی نویسندگان چهار خوشه مفهومی را پررنگ ساخت که بر موضوعات نوآوری باز و فناوری‌های دیجیتال در شهرهای هوشمند، نوآوری اجتماعی و مشارکت شهروندان، پایداری و حکمرانی مشارکتی شهری و نوآوری سیستماتیک و گذار به پایداری شهری تمرکز داشتند. همچنین نتایج نشان داد که تالیفات کشورهای انگلستان، اسپانیا و ایتالیا در این حوزه، بیشترین میزان ارجاعات را دریافت کرده اند که نمایانگر نقش موثر آنها بر سایر کشورهاست. همچنین ایران در میان 25 کشور فعال در حوزه پژوهش، جایگاه 22 را به خود اختصاص داده است .نتیجه‌گیری: ن از آنجایی که سهم ایران در ادبیات علمی موضوع بسیار محدود است، فعالان حوزه شهری می‌بایست با ارائه نیازمندی‌های فناوری شهری، پژوهشگران و سازمان‌های فناور را در جهت فعالیت در راستای پاسخگویی به نیاز، ترغیب کرده و با حمایت و اعطای مشوق‌های موثر، مسیر پژوهشی را مشخص سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و تحلیل الگوی زنجیره ارزش راهبردی گردشگری در کریدور جاده ابریشم با هدف خلق ارزش اقتصادی شهری: مطالعه موردی سمنان</title>
      <link>https://svcm.semnan.ac.ir/article_10802.html</link>
      <description>گردشگری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محرک‌های توسعه اقتصادی و تاب‌آوری شهری، نقش راهبردی در کریدورهای بین‌المللی نظیر جاده ابریشم ایفا می‌کند. با وجود ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و اقلیمی سمنان در این کریدور، فقدان الگویی جامع برای تحلیل و طراحی زنجیره ارزش راهبردی گردشگری محسوس است. پژوهش حاضر با هدف ارائه و آزمون الگوی زنجیره ارزش گردشگری در کریدور جاده ابریشم و تبیین سازوکارهای مؤثر بر خلق ارزش اقتصادی شهری انجام شد.روش تحقیق به‌صورت آمیخته اکتشافی (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) طراحی گردید. در بخش کیفی، با تحلیل مضمون مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با ۱۸ خبره گردشگری، مؤلفه‌های اصلی شناسایی و با روش دلفی پالایش شدند. در بخش کمی، داده‌های حاصل از ۱۸۰ پرسشنامه (توزیع شده میان ذی‌نفعان و خبرگان) با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار AMOS v.24 تحلیل گردید.نتایج نشان داد که &amp;amp;laquo;حکمرانی هوشمند&amp;amp;raquo; بر زیرساخت‌های میراثی (۰/۴۱=&amp;amp;beta;) و &amp;amp;laquo;تجربه مقصد&amp;amp;raquo; بر خلق ارزش اقتصادی شهری (۰/۴۳=&amp;amp;beta;) بیشترین تأثیر را دارند. شاخص‌های برازش مدل (۰/۰۶۷=RMSEA، ۰/۹۳=CFI و ۰/۹۰=GFI) تائیدکننده اعتبار الگو است.تحلیل IPA نیز اولویت‌های مدیریتی را در چهار ربع راهبردی آشکار ساخت.الگوی پیشنهادی نشان می‌دهد ارزش اقتصادی در مقاصد گردشگری نه از طریق یک عامل منفرد، بلکه از طریق تعامل هم‌افزا میان عناصر زنجیره ارزش شکل می‌گیرد. این چارچوب تحلیلی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای سیاست‌گذاران و مدیران شهری در برنامه‌ریزی راهبردی گردشگری، تخصیص بهینه منابع و تقویت جایگاه رقابتی سمنان در کریدور جاده ابریشم مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
